قُلنج های مغز یک ضعیفه

به قول دکتر بوق ورود افراد گَنده دماغ ممنون ( شما بخون متلقا ممنوع)

قُلنج های مغز یک ضعیفه

به قول دکتر بوق ورود افراد گَنده دماغ ممنون ( شما بخون متلقا ممنوع)

بله دیگه ...این طوریاس

آقا من این سر صبحی چیزی به ذهنم نمی رسه ..برا نوشتن 

هنوز صبحونه هم نخوردم ..واسه همونه احتمالا

تازه نت وصل شده ..کلی سر ذوقم البته نه مثه جوونی هامون و اون قدیم تر ها ...

منظور از کلی سر ذوق بودن همون یک دَهم از دَه دَهمه

و اینکه آقا بعضی از این دوستانم نیستن و خیلی خیلی مثه ما کم هستن

ما ناراحتیم ..

بابا علی هم نیست

استاد آرش نیست

دکتر علی رضا  هم که نیست (کلا تخته کرده رفته انگاری !!!)

و سعیده م  ( من و تو ) نیست (اونم نمی دونم چرا بلاگشو گِل گرفته )

خدا کنه هر جا هستن سالمو سلامت و موفق باشن ... خدا کنه

ولی خدا رو شکر داداش فرداد, داداش پیمانو آیدا خانومی و علی قوطی , آقا فرشید و ...بقیه ی دوستان هستن

دارم به فکر یه بلاگ جدید تخصی می افتم 

البته فعلا فکر ..

می خوام  حرف تخصصی  بزنم با اجازتون ..

از این راه به راه فیلتری ها

البت این جا هم می نویسم

دیگه نمیشه از قولنج های روزمره زیاد گفت ..

چون الان دیگه دو نفر شدیم و دیگه فقط مسائل ..مسائل من نیست 

دو نفره س ..بحث رضایتو این چیزا دیگه :)

و اینکه چن وقت نبودم معذرت .. معذرت ....و هزاران بار معذرت

مشغله م فوق العاده شبانه روزی شده

و اینکه از بعضی دوستانم و در واقع از همه ی اون هایی که بهم لطف دارن ممنونم 

واقعا ممنون



پ ن :

_ رضا یه بار می گفت : شما حیفید ..

_ من حیفم ..( منظور خودش )

_ سعی کنید تو روابطته اجتماعیتون با افراد مخصوصا افراد شناس محافظه کار تر باشید ..

منظورش خودش نبود ..منظور افراد دیگه

یه جورایی نگرانه که نکنه دیگه تو تیمشون نباشم

منظور از محافظه کار  :(اینکه یه جورایی همون پلورالیسم بودن )

+من خیلی وقته که پلورال شدم

+باشه آقا رضا ..باشه

رضا ( هم تیمی و هم شهریمه )

نظرات 3 + ارسال نظر
وفا(امید) جمعه 25 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:29 ب.ظ http://www.rozegarejavani.mihanblog.com

سلام
تبریک برای 2تا شدنتون
همراه با یه دسته گل البته از گلفروشی خریدم مال وسط میدون ساعت شما نیست

سلام
ممنونم امید جان :)
یا شاید میدون جانبازان یا امام شما ..یا اون طرف تر
میدون کشوری
هه هه هه
ممنونم امید بابت تموم لطفت

آیدا جمعه 25 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 03:35 ب.ظ http://yekhekayat.blogfa.com/

ساره جون چقدر خوشحالم که اومدی و خوبی عزیزم.

نمیتونم از لابلای حرفات بفهمم تو چه موقعیتی هستی و لی امیدوارم راضی و آروم باشی.
آره یه جورایی نت سوت و کور شده خیلی سوت و کور.خوشحالم برگشتی.
راستی بهت تبریک بگم؟
عروس خاموم

ممنونم آیدا جان ...واقعا ببخشید به خاطر کم بودنم
خوبم عزیزم ...بازم عذر که کم بهت سر می زنم ..شرمنده نازنین
نت ..آره سوتو کور شده ..دکتر هم که رفته ..حالا هر چی بهش می گیم بیا نمیاد ..دکتر دیگه ..
کلا مردا همین جورین ..یه جو احساس ندارن ...
نمی دونم چرا هر چی به این دکتر می گیم بیا نمیاد
ممنونم عزیزم ...قربونت برم
بوس

شکسته بال جمعه 25 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:33 ب.ظ http://manodelamtanha.blogsky.com

واقعا مبارکه دو تا شدنت
این جاست که باید بگم:
هر که در سینه دلی داشت
به دلداری داد
دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز

سلام نازنین
ممنونم عزیزم ..قربونت
تا اون جا که من می دونم دل شکسته با هم رو زمین نمونده ..و به یکی بزرگتر از زمینی هاش داده
شکسته بال بر عکس دل ما خریدار دل تو که خدا شده
قدر دل داری و دلبریت با خدا رو بدون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد